درباره نویسنده
فروزان جهرمی
آفتابت که فروغ رخ ((زرتشت)) در آن گل کرده است آسمانت که ز خمخانه ((حافظ)) قدحی آورده ست کوهسارت که بر آن همت ((فردوسی)) پر گسترده ست بوستانت کز نسیم نفس ((سعدی)) جان پرورده ست همزبانان من اند. مردم خوب تو، این دل به تو پرداختگان سر و جان باختگان، غیر تو نشناختگان پیش شمشیر بلا قد برافراختگان، سینه سپر ساختگان مهربان من اند. نفسم را پر پرواز از توست به دماوند تو سوگند که گر بگشایند بندم از بند ببینند که: آواز از توست! هم اجزایم با مهر تو آمیخته است همه ذراتم با جان تو آمیخته باد خون پاکم که در آن عشق تو می جوشد و بس تا تو آزاد بمانی به زمین ریخته باد!
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • فروزان جهرمی
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • شیراز
  • شراب و شیراز و سرنوشت ساقی
  • توشه ی فردای امکان
  • تیرگان ِ شاداب، شادمان باد
  • جشن ِ رسایی ِ خردادگان شاد باد
  • نوروز بزرگ (زادروز اشوزرتشت)
  • 6فروردین زادروز اشوزرتشت بر تمام عاشقان راه اشا خجسته باد
  • جشن نوروز
  • نوروز ماندگار است تا یک جوانه باقی‌ست
  • بزن آن پرده اگر چند تو را سیم از این ساز گسسته
  • زرتشت شناسی حافظ
  • به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد
  • جشن بزرگ سده، دومین جشن ملی ایران پس از نوروز
  • جایگاه اساتیری البرز (دماوند) در فرهنگ کهن ایران
  • گل نرگس در غزل های حافظ(رند شیراز)
  • جشن های ایرانی با یک پرسش آغاز گشته اند
  • مازیار قویدل: نازنین عاشق باش
  • جایگاه آتش در ایران
  • پاییز، شیراز، انار
  • آناهیتا را به یاد آوریم به مناسبت جشن آبانگان
  • دخـتر رز توبه ز مستوری کرد
  • جشن شکوهمند مهرگان خجسته باد
  • راز زایش نیلوفرها
  • سوار، شهسوار در شاهنامه فردوسی
  • جشن شهریورگان شاد باد!
  • ساقی نامه و رندشیراز
  • 3امرداد، امردادگان جشن بی مرگی و جاودانگی فرهنگ ایران
  • فرهنگ چیست؟ و جایگاه آن کجاست؟
  • جشن کهن تیرگان، آبپاشان
  • اندیشه ایرانیان پیش از زرتشت : بخش 2
کلمات کلیدی مطالب
  • جشن ها (۱۱)
  • دلنوشته (٥)
  • فرهنگ (٤)
  • شعر (۳)
  • زرتشت (۳)
  • حافظ (۳)
  • پیشازرتشتیان (٢)
  • تیرگان (٢)
  • امردادگان (۱)
  • شوالیه (۱)
  • شهریورگان (۱)
  • شهسوار-سوارکار (۱)
  • خردادگان (۱)
  • 6فروردین (۱)
  • آبانگان (۱)
  • شراب شیراز (۱)
  • پژوهشی در گرد آتش (۱)
  • نوروز بزرگ (۱)
  • آتشده آذرفرنبغ (۱)
  • نازنین عاشق باش (۱)
  • شاهنامه (۱)
  • مهرگان (۱)
  • نوروز (۱)
  • فروغ فرخزاد (۱)
  • جشن های ایرانی (۱)
  • سده (۱)
  • البرز (۱)
  • اوستا شناسی (۱)
  • دماوند (۱)
  • گل نرگس (۱)
  • دین بهی (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • شهریور ۸٩
  • مهر ۸۸
  • شهریور ۸۸
  • تیر ۸۸
  • خرداد ۸۸
  • فروردین ۸۸
  • اسفند ۸٧
  • بهمن ۸٧
  • دی ۸٧
  • آذر ۸٧
  • آبان ۸٧
  • مهر ۸٧
  • شهریور ۸٧
  • امرداد ۸٧
  • تیر ۸٧
  • خرداد ۸٧
دوستان من
  • سوشیانت
  • آتش فروزان
  • فریدشولیزاده
  • تاریخ باستان
  • امیدعطایی فرد
  • مهرآذر پارسی
  • خورشیدوش
  • همه گیتی تن است و ایران دل
  • یاران ایران جوان
  • مهر ایران
  • سپنتا آرمئيتي
  • گات های زرتشت
  • اوستا شناسی
  • گروه پژوهش های ایرانشناسی افراز
  • اشیهن
  • چالدران
  • رادیو نوای دل
  • روزنامک
  • از ریشه ها تا میوه ها
  • دکترمیرفطروس
  • دکتراسماییل خویی
  • فریدون مشیری
  • آریانام
  • پارسه
  • زرتشت و ایران باستان
  • مردآریایی
  • تورات عهدکهن
  • جاودانان
  • پردیس پارس
  • امرداد
  • محمودکویر
  • فرهنگسرا
  • شاهنامه و ایران
  • آریانام
  • تارنمای هخامنشیان
  • پایگاه تاریخ و فرهنگ ایران
  • دیدسوم
  • اشوزرتشت پیامبراهورایی ایران زمین
  • تخت جمشید
  • جستار
  • فردوسی
  • گنجور
  • میهن پرستان
  • اندر تاریکای زبان پارسی
  • جیرجیرک پیر
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



کاریز
پژوهشی در فرهنگ کهن ایران زمین
شیراز
نویسنده: فروزان جهرمی - ۱۳۸٩/٦/۱٠

چرا با خرد خویش از در ستیزه درآییم که بهشت در کجا بود؟
آیا در زمین بود یا بر روی هوا یا در توفان نوح
برهم خورد و به این سان ما را از آنجا بیرون راندند!
و دانش بسیار سبب شد که آن قرارگاه را از کف دهیم
با این همه اگر آن بهشت بر جای باشد و ما بتوانیم
از ظواهر آن یعنی صفا و آرامش، به محل واقعیش پی بریم
چرا ای شیراز، دشت تو را والاتر
از آب های حاصلخیز نیل و گنگ ندانیم؟
لذات گوناگون تو که هر دیده ای را شیفته می سازد
هر تماشاگری را به فکر می اندازد
که بهشت نابود نگردیده
به اینجا نقل مکان کرده است
چه اینجا حبه های انگور
بر آن خوشه های آویزان شخص را به وسوسه می اندازد
تا مزه آنها را بچشد همان سان که آدم از گندم خورد
و برخی به میوه تو دست می زنند و حال آنکه حرام است
مناره های تو، گرمابه ها و باغ ها و مساجد تو
ممفیس و تروا و طبس و بیت المقدس را در نظر مجسم می سازد!
ای شهر زیبا خدا نگهدار تو
چه هنگامی که من از تو جدا می شدم
طرد آدم از بهشت به خاطرم می گذشت.


از سفرنامه توماس هربرت نوشته شده در سال 1634م

سحر رستگاری

نظرات ()



شراب و شیراز و سرنوشت ساقی
نویسنده: فروزان جهرمی - ۱۳۸۸/٧/٩

نگارشی از فروزان جهرمی

نخست اینکه همانگونه که بیشتر آشنایان به زبان پارسی از آن آگاهند

شراب واژه ای عربیست و پارسی این واژه «می»، می باشد.چگونگی ساخت و ساز«می» در شیراز پیش از تسلط تازیان، وابستگی به چند چیز دارد :یکی آب و هواوشرایط محیطی این شهر و دیگر نوع انگور و پس از اینها و از همه مهمتر چگونگی روحیات و احساسات دختران و زنان شیرازی در پیش از حمله ی اعراب به ایران می باشد.شاید از این موضوع شگفت زده شوید که چگونگی روح و روان، و بطور کلی احساسات زنانه آن زمان چه ربطی به ساخت و ساز «می» داشته است؟!


ادامه مطلب ...
نظرات ()



توشه ی فردای امکان
نویسنده: فروزان جهرمی - ۱۳۸۸/٦/۳٠

موزه مردم شناسی شیراز-عکس از رضاقادری

توشه‌یِ فردایِ امکان

 

تفرّج بایدت ای دل، سفر در کشورِ جان کن

ز پیشانی و زانو، اندرون آیینه‌باران کن

 

سر اندر خویش بر، ژرفایِ بی‌پایابِ خود بنگر

به حُزنِ خویش بینا شو؛ دُر و مرجان به دامان کن

 

نشین در سایه‌یِ خود، دور شو از منّتِ دیوار

ز تن دیوار و، از جان سقفِ این ویرانه‌بنیان کن

 

گرت زخمِ زبانِ آشنایان می‌دهد آزار

همی بیگانه‌شان انگار و، دوری جوشنِ جان کن

 

به خُلقِ خوش، توان صیدِ دلِ خصمِ کهن کردن

ولیکن، با حسودِ آشنا این درنگیرد؛ ترکِ درمان کن

 

تو پنداری که شعرت شاد می‌سازد دلِ ایشان؟!

در آتش تا به کی خواهی دمیدن؟ شعر، پنهان کن!

 

اگر خواهی که از کینِ خلایق در امان باشی

بپوشان فضل و، خود را در نظرْشان بُلْه و نادان کن

 

ندانی کاین جماعت همچو خود را برنمی‌تابد

تو برتر می‌نهی خود را؟! جهان بر خویش زندان کن!

 

قیاس از خویش گیر و، سرّ‌ِ این درماندگی بنگر

به سامانِ وطن بندیش و، رو فکری به‌سامان کن

 

چو گُل، کاندر خزان، خود را به بذرِ خویش می‌مانَد

به روزِ فقر، عزّت توشه‌یِ فردایِ امکان کن

 

به دیهیمِ سخن، زین بیش نتوانم نصیحت کرد

تو خود دانی چه باید؛ آنچه باید، نیز بتوان، کن!

 

 

سهراب دیهیم

نظرات ()



تیرگان ِ شاداب، شادمان باد
نویسنده: فروزان جهرمی - ۱۳۸۸/٤/۱٠

حمام فین-کاشان-عکس از ویکیپدیا

احمد پناهنده

ارمغانی برای همه ی آزادگان و جانباختگان راه شرف و آزادی ایران                                                                                                                         

 

آب گوید من فرزند ِ لاله کویم ( آب می گوید من فرزند ِ کوه ِ لاله هستم )

 

یکسر به دریا بندم و صد سر بکویم  ( یکسرم به دریا وصل است و صد سرم به کوه ها )                

 

هزارته سیه سنگونه سره یکساله شویم ( هزاران سنگهای سیاه را در مدت یکسال می شویم ) 

 

سرگذشت یکساله خوا امشو بگویم ( ولی امشب می خواهم سرگذشت یکساله را تعریف کنم )        

 

تیرگان،آبریزگان و یا آبریزان است.

تیرگان، جشنی شاداب، از ستایش ِ آب است

آب مظهر ِ حیات

و حیات

یعنی

آب


ادامه مطلب ...
نظرات ()



جشن ِ رسایی ِ خردادگان شاد باد
نویسنده: فروزان جهرمی - ۱۳۸۸/۳/۳

باغ جهان نما-شیراز-عکس از رضا قادری

احمد پناهنده

ارمغانی برای ِ زاد روز خجسته ی نازنین بانوی فرزانه و ارجمند، خانم فروزان جهرمی بسیار گرامی در ماه خرداد و همچنین به پاس تلاش ِ بی دریغشان در عرصه ی تاریخ و فرهنگ ایرانزمین

بهار با همه ی زیباییهایش، با نشاطی بی همتا، نم نمک از ما عبور می کند و بر بستر ِ طبیعت، گل و گیاه را چون تنپوشی سراسر سبز با نگارهای رنگارنگین، در دیده و دل شناور می کند و آهسته آهسته نطفه ی تابستان را در خود به بلوغ می رساند و در اوج رنگارنگی ِ طبیعت و بار و بر ِ سبز، بر درختان و بوته ها، تابستان را می زاید.

خرداد ماه واپسین ماه بهار است

خود اوج است و در اوج بهار است

ماهی ست پر طراوت و نسیم

که نسیمش نوازشگر جان است

و چه درون زیبا بودند نیاکان ما

و برونی از نشاط و شاد، که در هرماه جشنی برگزار می کردند و شادی و شادمانی را در بی کران سرای ایرانزمین آواز می خواندند.


ادامه مطلب ...
نظرات ()



نوروز بزرگ (زادروز اشوزرتشت)
نویسنده: فروزان جهرمی - ۱۳۸۸/۱/٦

 نگارش یافته توسط سحر رستگاری

   

باد بهاری بر وزید. ابر فرو بارید. خورشید بر زمین خندید. سبزه بردمید و گل شکوفید و بلبل بر شاخ گل آوا برکشید و زمان کهن که آبستن بار تازه ای بود زایشی دیگر را آغازید.

خرداد روز به ماه فروردین بود که ستاره روشن پای به جهان نهاد. گویند:

به هنگام زایش او آب ها و گیاهان شادمان شدند.

به هنگام زایش او آب و گیاهان بالیدند.

به هنگام زایش او آفریدگان خرد مقدس به خود مژده رستگاری داده گفتند خوشا به ما که یک پیشوای دینی زاده شده است, زرتشت اسپنتمان.


ادامه مطلب ...
نظرات ()



6فروردین زادروز اشوزرتشت بر تمام عاشقان راه اشا خجسته باد
نویسنده: فروزان جهرمی - ۱۳۸۸/۱/٥

راستی را فریاد کن

خاک رنجور جهان،نفس تازه کشید

سبزه از خاک دمید و نسیم نوروز

آن پیام آور شادی و امید

تازه از راه رسید و ندا داد شقایق ها را

عاشقان عاشقان،درد و غم از یاد برید

موقع آمد معشوق رسید،چه خبر بود مگر؟

راستی،چه خبر بود مگر؟

جشن بود، در این جشن پر از سبزه و نور

ماه فروردین شد،روز خورداد رسید،

در پگاهی روشن

آن پیام آور نور،زرتشت به دنیا آمد،

آفرینش خندید

غنچه وا شد،شبنم صبح بهار،نرم و آرام

این چنین آغازید،

         خشنو اتره اهوره مزدا

بدن ظالم دوران لرزید

اشو مرد همیشه زنده تاریخ

با عزمی چون کوه

راستی نام رهش بود و ندا داد

       ائو پنتا و یواشهه

راه در جهان یکی است و آن راه راستی است

و بنا شد راهش چون روز،در ظلمت شبهای زمان

کمر ظلم شکست،اهرمن مرد

دیو نادانی و نآگاهی، در روشنایی افسرد

تو چرا؟تو چرا ای بهدین، این چنین خاموشی؟

بانگ برزن «راستی»فریاد کن

و تو همکیش چو ره زرتشت می پویی

رهت نیک است و نیتت نیک

اهورا را نیایش کن زرتشت را ستایش کن

پیامش را شنو آنگاه بر گوش جهان برخوان

بانگ برزن، راستی را فریاد کن

فریاد کن «راستی» فریاد کن

                                     « خداد خنجری»

نظرات ()



جشن نوروز
نویسنده: فروزان جهرمی - ۱۳۸۸/۱/٢

باغ ارم شیراز- عکس از ویکیپدیا

نگارش یافته توسط سحر رستگاری

   

خوش آمد بهار

گل از شاخه تابید خورشید وار

چو آغوش نوروز پیروز بخت

گشوده رخ و بازوان درخت

گل افشانی ارغوان

نوید امید است در باغ جان

که هرگز نماند به جای

زمستان اهریمنی

بهاران فرا میرسد

پرستیدنی

سراسر همه مژده ایمنی

درین صبح فرخنده تابناک

که از زندگی دم زند جان خاک

بیا با دل و جان پاک

همه لحظه ها را به شادی سپار

نوایی هم آهنگ یاران برآر

خوش آمد بهار

  فریدون مشیری

 


ادامه مطلب ...
نظرات ()



مطالب قدیمی تر »